هیچگاه نفهمیدم چه رازیست بین دل و دستم؟

از دستم رفت، به هرچه دل بستم…

* * *

زیر باران گریه می کردم آرام و بی صدا تو چتر را بالای سرم گرفتی اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند!…

و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید بالای دلم باشد نه روی سرم…

* * *

میان هزاران دیروز و میلیونها فردا، فقط یک “امروز”هست!

امروزتون شاد….

* * *

گر خیلى مهربان شود تا میزند…

ولى اغلب مچاله میکند آدم را؛ روزگار…

* * *

باقی در ادامه مطلب

باید برای زمستان کتی گرم بخرم،

با جیب هایی برای دستانم،

تن های تنها،زود یخ میزنند…

* * *

مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده…

که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد

اینجا “قحطی عاطفه”هاست…
* * *
قحطی دوست می آید نه هفت سال بلکه هفتصد سال!

در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می کنم،بگو کنعانیان منتظر نباشند!

تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید!
* * *
لعنت به تو ای “دل”

که همیشه جائی جا می مانی

که تو را نمی خواهند…!!

* * *

عادت ندارم درد دلم را ،

به همه کس بگویم …

پس خاکش میکنم زیر چهره ی خنـدانم…

تا همه فکر کنند

نه دردی دارم و نه قلبی …

* * *

یاد گرفتـــه ام انسان مدرنی باشــــم و هر بار که دلتنــگ میشوم بـه جای بغـض و اشــــک تنها به این جمله اکتفا کنم که هوای بـد ایــن روزها آدم را افسـرده میکنـد
* * *

گــاهــی وقــتــهــا مــجــبــوری اَحــمـق بــاشـی !
روی کــاغــذ مــیــنــویــســم دَســتــهــایِ تـــو . . . و روی آن دســت مــیــکــشــم . . . !!!

* * *
خدایا! این روزها زمان چقدر تند برایم می گذرد…

نمی دانم!

خوشی هایم فراوان است ….

یا

دردهای این دنیا شمارش روزها را از یادم برده….
* * *

جانباز چند درصد است؟

او که در حادثه ی عشق

قلب و غرور خود را از دست داده است؟!

* * *

هواشناسی رفیق:

بدلیل دوری رفیق هوای دل صاف تا قسمتی ابری همراه با آه پراکنده میباشد، این سامانه ی سوزناک

تا روز دیدار رفیق پایدار خواهد ماند

* * *

این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام!

خرد و تکه تکه شده ام…

اما از هم نمی پاشــــــــم

ولی شکسته ام

باور کن

* * *

چقدر دلم تنگ شده…

برای اس ام اس بازی های عاشقانه ی چند ساعته ی بی پایان…

که آخرش بنویسم فعلا…

* * *
یادت بخیر! بهترینم خوبی؟خبری نیست زتو! دل من میخواهد؛ که بدانی بی تو! دلم اندازه ی دنیا تنگ ست!

میسپارم همه ی زندگیت را بخدا!

* * *

باورکن خیلی حرف است

وفادار دستی باشی، که حتی یک بار هم لمسشان نکردی.

* * *

میخندم! دیگر تب هم ندارم، داغ هم نیستم…سرد، سرد…

میترسم، شاید دق کرده ام کسى چه میداند!!!

* * *

خدایا ممنون که مرا در حد ایوب میبینی…

ولی تمامش کن!

دیگر بریده ام…

* * *